مفهوم سلامت روان شامل آسایش ذهنی، احساس خود توانمندی، کفایت و شناخت توانایی خود در محقق ساختن ظرفیت های عقلی و هیجانی خویش است، یا به عبارتی سلامت روان حالتی از رفاه است که در آن فرد توانایی هایش را باز می‌شناسد و قادر است با استرس های معمول زندگی مدارا کند.

از نظر شغلی مفید و سازنده است، برای اجتماع خود نقشی ایفا کند و با دیگران مشارکت و همکاری داشته باشد و دارای سلامت معنوی باشد و بطور خلاصه: حال خوب ، فکر خوب و رفتار خوب

من تصور می کنم که اختلالات روانی، خیلی خطرناک تر از بیماری‌های واگیر‌دار یا زلزله هستند...
(کارل گوستاو یونگ)

مفهوم سلامت روان

سازمان جهانی بهداشت، سلامت روان را ترکیبی از دو بُعد می‌داند: 

بُعد منفی یا سلامت روان منفی که بر عدم وجود اختلالات، نشانه ها و مشکلات روانی  دلالت دارد و بُعد مثبت یا سلامت روان مثبت که در برگیرنده هیجانات و خصوصیات شخصیتی مثبت از قبیل: عزت نفس، غلبه بر محیط، حس یکپارچگی و خودکارآمدی است. 

طبق تعریف منفی، سلامت عبارتند از فقدان بیماری و طبق تعریف مثبت، سلامت با ارتقاء (promotion) بهداشت مرتبط می‌شود. حتی در افراد سالم، سلامت سطوح مختلفی  دارد. بهداشت روان چیزی فراتر از فقدان یا نبود بیماری روانی است. 

بعد مثبت بهداشت روان که سازمان بهداشت جهانی روی آن تاکید دارد، سلامتی را یک حالت رفاه جسمی، روانی و اجتماعی است و نه فقط فقدان بیماری و یا ناتوانی و هیچ‌کدام بر دیگری برتری ندارد.

بر این اساس، برنامه‌های ارتقای سلامت روان نیز نباید تنها بر جنبه پیشگیری از بیماری‌های روانی تکیه کنند؛ بلکه طبق تعریف "داروین" این برنامه‌ها علاوه بر تلاش در جهت کاهش خطر بروز بیماری در جامعه، باید در برگیرنده اقداماتی باشند که به منظور افزایش شاخص های مثبت سلامت روان و میزان آسایش روان شناختی در افراد صورت می گیرد. 

مطالعات نشان داده‌اند که ارتقای سلامت روان کودکان و نوجوانان علاوه بر مزایای بالقوه آن در حوزه سلامت، یکی از روش‌های شناخته شده در راستای پیشگیری از  رفتارهای پر خطر نیز می باشد. طبق  تعریف "زاکرمن"، خطر «احتمال ارزیابی شده از پی‌آمد منفی یک رفتار» می باشد. 

بر این اساس، رفتارهای پر خطر به اَعمال ارادی، هدفمند و مبتنی بر منظور گفته می شود که بالقوه آسیب و صدمه را برای فرد به دنبال  داشته و سلامت و بهزیستی نوجوانان، جوانان و افراد  جامعه را در معرض خطر قرار می دهد. 

این‌گونه رفتارها به دو گروه تقسیم می‌شوند. گروه اول رفتارهایی که بروز آنها سلامت خود فرد را تهدید می‌کند و گروه دوم رفتارهایی را شامل می‌شود که به تهدید سلامت و آرامش افراد دیگر منجر می‌شود. 

برخی عناصر از جمله: گرایش های هیجان خواهی  بالا، تمایل طبیعی رشدی به خطر پذیری، تکانشی بودن، خود محوری، پرخاشگری،  عدم آگاهی نسبت به پی آمدهای رفتار، جنسیت، سن، تأثیرات هورمونی، عزت نفس،  تغییرات اجتماعی، نژاد و قومیت، وضعیت اقتصادی - اجتماعی، عوامل خانوادگی،  تأثیرات گروه هم سالان و متغیرهای مربوط به محله و محیط زندگی در برگیرنده  عوامل زیستی، روانی، اجتماعی و عوامل محیطی هستند که می توان آنها را به  عنوان عوامل زمینه ساز رفتارهای پر خطر به حساب آورد.

مهارت‌‌های زندگی و ارتقای بهداشت روان

یک روان‌شناس، درباره ارتقای سلامت روان می گوید: یک فرد علاوه بر سلامت جسمی  باید احساس امنیت اجتماعی هم داشته باشد و این مساله به وضعیت اقتصادی فرد و  جامعه برمی گردد، چرا‌که باعث می شود خیالش از اینکه منبع درآمدی دارد راحت باشد و می تواند مخارج زندگی‌اش را تامین کند. بنابراین وقتی همه  این موارد به وجود آید سلامت روان نیز ایجاد می‌شود.

امروز که همه جا صحبت از مهارت‌های زندگی و ارتقای بهداشت روان است. به نظر شما محیط زندگی آرام چه تاثیری بر سلامت روان افرادخواهد گذاشت؟!

وقتی از سلامت روان حرف می زنیم، دو مطلب مدنظر است. یکی احساس خوشی، نشاط، آرامش، امیدواری و نظایر آن، که مجموعا چیزی را به عنوان کیفیت زندگی تشکیل می دهند چراکه کیفیت زندگی شاخص مهمی در سلامت روانی است.

دیگری سلامت روان به معنی نداشتن بیماری روانی که در واقع کسانی‌که بیمار روانی نیستند و به روانپزشک مراجعه نکرده‌اند و از  سلامت روان برخوردارند را شامل می‌شود. مطمئنا آرامش و داشتن محیط آرام زندگی می‌تواند تاثیر  زیادی در ایجاد سلامت روان داشته باشد.

کیفیت زندگی هم به عوامل  متعددی بستگی دارد که در سلامت روانی فرد موثر است. اگر فردی از نظر جسمی  سالم نباشد، طبیعتا نگران و مضطرب است و همین اتفاق سبب به هم خوردن سلامت  روان او خواهد شد. همچنین یک فرد علاوه بر سلامت جسمی باید احساس امنیت اجتماعی هم داشته باشد. 

این مساله به وضعیت اقتصادی فرد و جامعه بر  می گردد، چرا که باعث می شود خیالش راحت باشد از اینکه منبع درآمدی دارد و  می تواند مخارج زندگی اش را تامین کند. بنابراین وقتی همه این موارد به  وجود آید سلامت روان نیز ایجاد می شود.

سلامت روان به معنی آرامش  فیزیکی و کمبود سر و صدا نیست و معنایی کلی تری دارد. برای مثال در مواردی  ممکن است فرد در هواپیما با وجود سر و صدا احساس آرامش داشته باشد، زیرا فکرش از لحاظ اقتصادی راحت است. با وجود این، هر کدام از ما مدتی از روز  نیاز به آرامش داریم، اینکه سر و صدایی نباشد و در طول شبانه روز هفت الی  هشت ساعت بخوابیم. بنابراین آرامش به طور کلی معنوی، اقتصادی، اجتماعی، جسمی و... است که می تواند در سلامت روح تاثیرگذار باشد.

سلامت روحی  به معنی کیفیت زندگی است، یعنی از زندگی لذت ببریم، همیشه شاکر و امیدوار  باشیم، نیازهای اجتماعی مان برآورده شود، امنیت و حمایت اجتماعی داشته  باشیم و افرادی باشند که دوستمان داشته باشند یا ما آنها را دوست داشته  باشیم. 

قطعا وقتی سلامت روان به دلایلی محیطی به هم بخورد پیش آمادگی  ژنتیکی برای بیماری خاص یا عصبی و افسرده شدن به وجود می آید. همه این  عوامل در رفتار و شخصیت افراد تاثیر می‌گذارد.

در این موارد هم سلامت روان به علت کمبود در شخصیت و ژنتیک به خطر می افتد و ما دچار افسردگی شدید می شویم. آرامش در مفهوم وسیع کلمه یعنی کیفیت زندگی، نداشتن بیماری روانی و فراغت از اضطراب و افسردگی روحی که همگی در سلامت روانی نقش بسزایی دارند.

آیا می‌دانید مواردی مانند شلوغی، سر و صدا و تنش چگونه می توانند تحریک‌پذیری افراد را بالا ببرند و به مواردی مانند خستگی و عدم سلامت روان بینجامند؟

شلوغی در همه جا وجود دارد. برای مثال به عنوان کارگر یا راننده مشغول به کار هستیم و سر و صدا همیشه با ماست یا حتی اگر  صرفا خودمان هم برای انجام اموراتمان رانندگی کنیم باز هم سر و صدا و شلوغی  وجود دارد.

اگر بتوانیم میزانی از آن را کم کنیم خوب است، منتها  امکان پذیر نیست. ما مجبور هستیم روزانه با گرما، سرما و سر و صدا روبه رو  باشیم و آن را تحمل کنیم. یکی از شاخص های سلامت روان این است که قدرت تحمل  داشته باشیم و صرفا بالا رفتن درجه حرارت و سر و صدا باعث نشود که  اعصابمان را از دست بدهیم و پرخاشگر شویم.

اگر چنین حالتی داشته  باشیم پیش آمادگی ارثی و ژنتیکی در مقابل ناملایمات داریم و باعث می شود که  سلامت روان ما به خطر بیفتد. در چنین مواقعی کمک گرفتن از متخصصان و  استفاده از روش هایی که به آرامش ذهنی کمک می کند سبب می شود که ناملایمات معمول زندگی را تحمل کنیم. 

حتی ورزش کردن، تفریح رفتن و حضور در کلاس های آرامش خاطر و نظایر آن در این زمینه موثر است، به دلیل اینکه زندگی انسان  در بهترین شرایط هم از ناملایمات روزمره فارغ نیست. شاید در جای دیگر این  ناملایمات بیشتر هم باشد. برای مثال در کشوری ممکن است جنگ باشد، اما برخی  از مردم آن با داشتن حس امیدواری آرامش داشته و جنگ را تحمل می کنند.

با توجه به اینکه بیشتر افراد وقت خود را در محل کارشان می‌گذرانند، نقش سلامت روان محیط کار در کاهش وقوع حوادث شغلی چیست؟

در  سال های اخیر افرادی در زمینه روانشناسی صنعتی فعالیت کرده و پژوهش های مفیدی را در زمینه میزان تاثیر عوامل محیطی در محل کار انجام داده اند. همیشه سعی می‌شود بهداشت روانی در محیط کار رعایت شود و به تبع با رعایت آن، هم به کارایی کارمندان کمک می شود و هم از بروز خطاهایی جلوگیری می کند که منجر به خطر افتادن سلامت جسمی و روحی در افراد می شود. 

بهداشت روانی حتی در زندگی عادی هم بسیار مهم است. برای مثال کنار بزرگراه دیواره  می گذارند تا سر و صدا همسایه های آن اطراف را اذیت نکند، حتی معمولا در  کشورهای پیشرفته هم هواپیماهای فرودگاه های نزدیک شهر در زمان خواب  همسایگان پرواز نمی کنند و در این بازه زمانی پرواز قدغن هستند، اما در  ایران این قاعده برعکس است. نیمه های شب پرواز می کنیم تا اول صبح به مقصد  رسیده باشیم!

به نظر شما با توجه به زندگی ماشینی و هجوم انواع استرس ها چه راهکارهایی سلامت روان را در جامعه تضمین می کنند؟

راهکارهای متعددی برای تضمین سلامت روان بیان شده که ایجاد آرامش یکی از آنهاست.  محیط خانه در ایجاد آرامش بسیار اهمیت دارد. اگر بچه ها ارتباط سالمی با والدین نداشته باشند و به آنها محبت و توجه نشود، آمادگی بیشتری برای ناراحتی های روحی خواهند داشت. اگر بین والدین همیشه دعوا باشد، این مساله  ایجاد ناراحتی می کند و به سلامت روان والدین و فرزندان آسیب فراوانی می‌زند.

پیشگیری از بیماری‌های روانی

پیشگیری از بیماری‌های روانی در سه سطح صورت می‌گیرد:

سطح اول  

پیشگیری از بیماری‌های روانی در سطح اول در جهت جلوگیری از بروز بیماری یا اختلال و در نتیجه کاهش میزان بروز است که از طریق حذف عوامل سبب‌ساز، کاهش عوامل خطر‌ساز و جلوگیری از سرایت بیماری محقق می‌شود.

سطح دوم

سطح دوم عبارت است از شناسایی زودرس و درمان سریع بیماری یا اختلال به منظور کاهش شیوع اختلال از طریق کوتاه کردن مدت آن 

سطح سوم

سطح سوم پیشگیری که با هدف کاهش شیوع نقایص و ناتوانی‌های باقیمانده ناشی از بیماری یا اختلال صورت می‌گیرد، افراد دچار بیماری مزمن را قادر می‌سازد تا به عالیترین سطح ممکن عملکرد خود دست یابند.

در جهان؛ شیوع اختلالات روانی در تمام عمر، بیش از 25 درصد و در هر مقطع زمانی حدود 10درصد در جمعیت بالغ تخمین زده می‌شود .

در ایران شیوع اختلالات در جمعیت بالای 15 سال کشور بیش از 20درصد برآورده می‌شود که در این میان اختلالات خلقی و اضطرابی بیشترین شیوع را دارند، شیوع در هر مقطع زمانی بیش از 10‌درصد است.

در هر صورت اختلالات روانی با ایجاد هزینه‌های مستقیم (اقدامات تشخیصی، درمانی، بازتوانی و پیشگیری) و  هزینه‌های غیرمستقیم (کاهش توان فردی و...) اثرات زیانباری بر جامعه می‌گذارد از این‌رو کاهش 10‌درصدی بار اختلالات روانی از اهداف و برنامه‌های کشور و وزارت بهداشت است.