برخی فکر می‌کنند اگر کودکشان بفهمد مبتلا به سرطان شده‌اند، از دنیای شاد کودکی‌اش فاصله می‌گیرد و دچار اضطراب می‌شود؛ اما آیا واقعا چنین است؟

ممکن است بچه‌ها از شنیدن اینکه شما مبتلا به سرطان شده‌اید، بسیار ناراحت شوند. ولی با این وجود، سعی نکنید که وانمود کنید اتفاق مهمی نیافتاده و همه چیز عادی است.

فراموش نکنید، حتی بچه‌های کوچک نیز می‌توانند متوجه مشکلات بزرگ شوند. بچه‌ها بعد از یک سالگی به اتفاقاتی که در اطرافشان می‌افتد دقت می‌کنند. آن‌ها خواهند دید که حال شما خوب نیست و بیشتر مواقع در خانه نیستید یا دیگر نمی‌توانید مثل قبل وقت خود را با آن‌ها بگذرانید. 

بسیار مهم است که با آن‌ها صادق باشید. درصورت مخفی کردن حقیقت، کودکان شروع به خیال‌پردازی خواهند کرد و تصور خواهند کرد که اتفاق بسیار بدتری افتاده است.

سرطان و کودکان

چگونه بیماری‌ام را با فرزندم در میان بگذارم؟!

در ادامه برخورد افراد مبتلا به سرطان در مقابل فرزندان‌شان را می‌خوانیم.

جین «Jane» که 52 سال سن دارد و اخیرا مبتلا به سرطان غدد لنفاوی شده است می‌گوید: «به نظر عجیب می‌آید اما من اصلا نگران خودم نیستم، فقط نمی‌دانم چگونه این قضیه را به فرزندانم توضیح بدهم. اگر آن‌ها کوچک‌تر بودند، شاید می‌توانستم این قضیه را از آن‌ها مخفی کنم» 

«اما اکنون آن‌ها از من انتظار دارند که آن‌ها را به مدرسه ببرم، در جلسه اولیا و مربیان شرکت کنم و وقتی فوتبال بازی می‌کنند آن‌ها را تماشا کنم. آن‌ها هم زندگی خود را دارند، نباید نگران من باشند، من واقعا نمی‌خواهم سربار آن‌ها بشوم.» 

از دیدگاه روانشناختی می‌توان با بچه‌ها در سنین پایین در مورد مسائل مختلف رک و بی‌پرده صحبت کرد. در مورد سرطان هم نیازی نیست که در مورد بیماری و یا روش‌های درمان به آن‌ها توضیح دهید، چون آن‌ها اصلا اهمیتی به این قضایا نمی‌دهند. 

آن‌ها فقط نیازمند کسی هستند که به آن‌ها توجه کند، با آن‌ها مهربان باشد، مراقب‌شان باشد، آن‌ها را نوازش کند، با آن‌ها بازی کند و مراقب تغذیه و خواب‌شان نیز باشد. 

پیشنهاد مطالعه

نقش درمان‌های مکمل در بهبود سرطان

سوزان «Susan» یکی دیگر از مادرانی است که مبتلا به سرطان میلوما «myeloma» می‌باشد. او زمانی که مجبور است در بیمارستان بستری شود، برای اطمینان خاطر دختر یک ساله خود الیزا «Eliza» را به مادر شوهر خود می‌سپارد. 

او می‌گوید «نگران دخترم هستم و خیلی دوست دارم که پیش او باشم، اما می‌دانم که مادر شوهرم از او به خوبی مراقبت خواهد کرد و بعد از مرخص شدن از بیمارستان می‌توانم او را ببینم.»

بچه‌های زیر 10 سال معمولا کنجکاو بوده و همه چیز را زیر نظر می‌گیرند و خیلی سریع متوجه اتفاقات اطراف خود می‌شود. اگر به سولات آن‌ها رک و بی‌پرده پاسخ داده شود، واکنشی طبیعی به آن‌ها خواهند داشت. 

جنیفر «Jennifer» وقتی در حال شیمی درمانی برای سرطان سینه بود، پسرش تام«Tom» شش سال داشت. تام مرتب در مورد تاس شدن مادرش سوال می‌کرد و گاهی در ماشین از صندلی پشت، سر مادرش را نوازش می‌کرد. 

یک روز مثل همیشه تام در مدرسه منتظر مادرش  بود ولی جنیفر نتوانست به موقع دنبال پسرش برود. او برای دیر کردنش به جای اینکه کار یا ترافیک را بهانه کند، به پسرش گفت که برای درمان سرطانش مجبور است هر روز به دکتر برود.

تام از قبل می‌دانست که سرطان یعنی قسمتی از بدن سریع‌تر رشد کند، پس درمان سرطان هم برای او به این معنی بود که سرعت رشد مادرش در حال عادی شدن است. 

این اتفاق، خیال تام و جنیفر را راحت کرد. او حالا می‌توانست با تام در مورد بیماریش تا حدودی که برایش قابل فهم است، صحبت کند.

جنیفر می‌گوید: «مخفی کردن عوارض درمان می‌توانست خسته کننده باشد، چون تام به وضوح می‌توانست تغییر را در موهای من ببیند.»

با اینکه اتفاق آن روز ناراحت کننده بود، اما حالا تام می‌دانست که کی و چرا نمی‌تواند مادرش را ببیند.

بیمار سرطانی

بچه‌هایی که نزدیک سن بلوغ هستند، «10 تا 13 سال» معمولا دوست دارند در کارها مشارکت کرده و کمک کنند. وقتی به آن‌ها کاری مطابق توانایی‌شان داده شود، حس مسئولیت پذیری آنها به کار افتاده و اعتماد به نفسشان بالا می‌رود. 

جیم «Jim» یکی دیگر از بیماران سرطانی بود که به خاطر جراحی قادر به انجام فعالیت‌های فیزیکی نبود. این اتفاق برای جیم و دختر 12 ساله او جودی «Judy» بسیار ناراحت کننده بود، چون این پدر جودی بود که همیشه کارهای لازم برای ساختن صحنه نمایش برای بچه‌های مدرسه را انجام می‌داد. 

برای حل این مشکل جیم از همسایه خود خواست تا در قبال دریافت مبلغی پول کارهای لازم را انجام دهد. جودی و بچه‌های مدرسه از کمک کردن به ساخت صحنه نمایش لذت می‌بردند و در عین حال جیم هم در طراحی صحنه کمک می‌کرد. 

بیشتر بخوانید

تفسیر نقاشی کودک

جیم به اینکه دخترش توانسته بود در کار طراحی صحنه شرکت کند افتخار می‌کرد و البته جودی نیز وقتی بعد از نمایش تعظیم کرد در میان جمعیت به پدرش اشاره کرد.

جیم می‌گوید: «با وجود اینکه سرطان من را ضعیف کرده، اما هنوز هم قدردان دخترم هستم و او را تشویق می‌کنم، تا به کارش ادامه دهد.»

نوجوان‌ها «13 تا 19 سال» در برخورد با اتفاقات اطرافشان متفاوت هستند. واکنش آن‌ها به سرطان بستگی به شخصیت آن‌ها دارد و می‌تواند هر روز شکل جدیدی به خود بگیرد.

سرطان و کودکان

خوشبختانه، می‌توان راهکارهایی که برای کودکان سنین پایین‌تر استفاده می‌شود، برای نوجوانان نیز به کار برد. کافی است یک محیط آرام برای آن‌ها فراهم کنید و همه چیز را در حد درک آن‌ها توضیح دهید. 

«به سوالات آن‌ها خیلی صریح جواب داده ولی وارد جزییات نشوید»، اجازه دهید اگر مایل هستند کمک کنند. به آن‌ها اجازه دهید تا هر موقع خواستند با دوستان‌شان باشند حتی اگر روزی باشد که شما تازه از بیمارستان مرخص شده‌اید.

به احتمال زیاد آن‌ها وقتی آمادگی رویارویی با این قضیه را داشته باشند به خانه بر می‌گردند و در مورد بیماری شما کنجکاوی می‌کنند.

جین «Jane» مادر دو فرزند دبیرستانی پس از مشورت با دیگران تصمیم گرفت، در مورد بیماری‌اش و شیوه درمان آن با فرزندانش صحبت کند. 

پیشنهاد مطالعه

بیماری مولتیپل اسکلروزیس (MS) چیست؟

جین اطلاعاتی در مورد بیماری خود جمع آوری کرده بود، تا اگر فرزندانش مایل بودند این اطلاعات را در اختیار آن‌ها قرار دهد. حتی پیشنهاد کرده بود که اگر می‌خواهند با دکترش «انکولوژیست»،«oncologist» صحبت کنند. جین می‌گوید: «من دارم هر کاری برای مبارزه با سرطان می‌کنم تا خوب شوم، و فکر می‌کنم منطقی است که فرزندانم در جریان باشند.» 

با راهنمایی‌هایی که دکتر به فرزندانم کرده بود، آن‌ها بیشتر از قبل در کارهای خانه کمک می‌کردند، نهار را خودشان آماده می‌کردند و اگر بیرون از خانه کار داشتند با ماشین دوستشان می‌رفتند. 

جین می‌گوید: «من وقتی به کارهای خانه می‌رسم هیچوقت فکر نمی‌کنم که خوانواده‌ام سربار من هستند، پس چرا باید حالا در مورد خودم اینگونه فکر کنم. تازه احتمالا آن‌ها خوشحال هم هستند که می‌توانند در کارها کمک کنند.»

ممکن است که همه بچه‌ها نتوانند این گونه گوشه‌ای از کار را بر عهده گیرند، اما درخواست کمک از آن‌ها در بعضی کارهای خاص یا انجام بعضی کارهای ساده در روزهای خاص به نظر زیاد نیست. 

به یاد داشته باشید...

برای کودکان کمتر از 3سال، در صورتی‌که جایگزین مناسب برای رفع نیازهایشان داشته باشند، این مساله با کمترین آسیب همراه است؛ اما برای کودکان بزرگتر باید به وضوح پاسخ آن‌ها را بدهیم و درباره مرگ با آ‌ن‌ها صحبت کنیم.

ممکن است کودکان شما قدرت درک تغییرات ناگهانی در خانه را نداشته باشند و دچار افسردگی یا استرس شوند، پیشنهاد گیتی‌مد در صورت مواجهه با چنین مشکلاتی، مراجعه به مراکز درمانی سرطان یا متخصص کودکان برای دریافت کمک و مشاوره است.

منبع: webmd